برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

60

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

حكام ايرانى سپرده شد ، كه به طور سريعى از سال 206 ه / 821 م عملا خود را مستقل كردند و بدين‌وسيله اساس زندگى جديدى براى مردم ايران به وجود آوردند . اكنون به جزئيات اين توسعه پرداخته مىشود . قلمرو ايران 1 - حدود « 52 » هرچند ايران ، در زمان مورد بررسى ما از وحدت سياسى برخوردار نبوده است ، بااين‌وجود ما در اينجا كوشش مىكنيم كه تصوير آن قلمروى را به دست دهيم كه از نظر جغرافيايى در آن زمان متعلق به ايران شناخته مىشد و مىتوانست شناخته شود . البته برخى اظهارات در اين زمينه نه روشن است و نه به‌ويژه دقيق به نحوى كه در مورد بعض مناطق و مرزها اين‌گونه اظهارات را كه اغلب نيز براساس حدس و تخمين است ، اصولا نمىتوان پذيرفت . برعكس در برخى نقاط مرزهاى طبيعى چنان مستحكم بود كه نمىتوانست جاى هيچ‌گونه شكى باقى بگذارد . به طور مثال اين امر براى كوههاى زاگروس ( پشتكوه ) و ادامهء آن تا ارس در شمال معتبر بود . البته در اين نقاط مرزها به طور دقيق علامت‌گذارى نشده بود ، ولى در آن زمان بسيار كم‌جمعيت بود و فقط توسط كوچ‌نشينان مسكونى شده بود ، به‌طورىكه آن‌سوى كوهها خودبه‌خود مرزهاى حقيقى سرزمين بين النهرين تلقى مىشد . يكى از گزارشهاى جغرافيايى مربوط به حدود سال 9 - 338 ه / 950 م « 53 » - تاريخى كه با آغاز تكامل سياسى ايران نيز مطابقت دارد - مناطق مرزى كنارهء

--> ( 52 ) . رجوع كنيد به قدامه : كتاب الخراج ، ص 3 / 261 ؛ ابن صاعد : طبقات الامم ، ص 31 و بعد . - به طور كلى دربارهء اين مبحث و مبحث آينده رجوع كنيد به : Guy Le Strage : The Lands of the Eastern Caliphate , ( Cambridge 1905 ) . ( 53 ) . مسعودى : التنبيه و الاشراف ، ص 77 و بعد .